پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۹۹

باز از جهان حسرت دیدار می‌رسم

آیینه در بغل به در یار می‌رسم

خوابم بهار دولت بیدار می‌شود

هر چند تا به سایهٔ دیوار می‌رسم

زین یک نفس‌ متاع‌ که‌ بار دل است و بس

شور هزار قافله در بار می‌رسم

میخانهٔ حضور خیال نگاه کیست

جام دماغ دارم و سرشار می‌رسم

نازم به دستگاه ضعیفی که چون خیال

در عالمی که اوست من زار می‌رسم

ای رنگهای رفته به مژگان غلو کنید

از یک گشاد چشم به‌گلزار می‌رسم

غافل نی‌ام ز خاصیت مژدهٔ وصال

می‌بالم آنقدر که به دلدار می‌رسم

هر چند نیست چون ثمرم پای اختیار

راهم به منزلی‌ست که ناچار می‌رسم

جسم‌ فسرده‌ را سر و برگ طلب‌ کجاست

دل آب می‌شود که به رفتار می‌رسم

شبنم به غیر سجده چه دارد به پای گل

من هم در آن چمن به همین کار می‌رسم

بیدل چنانکه سایه به خورشید می‌رسد

من نیز رفته رفته به دلدار می‌رسم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۰۱تا نفس آب زندگیست هیچ به بو نمی‌رسم
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۰۲چه‌سان با دوست درد و داغ چندین ساله بنویسم
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۰۳ز چاک سینه آهی می‌نو‌بسم
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۰۴جنون ذره‌ام در ساز وحشت سخت قلاشم
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۰۵بی روی تو گر گریه به اندازه‌ کند چشم
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۰۶تا دفتر حیرت ز رخش تازه کند چشم
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۰۷تا جلوه‌ات پر افشاند از آشیانهٔ چشم
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۰۸تا می ز جام همت بد مست می‌کشم
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.