پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۷۰

مسلمان‌ گشتم و هیچ از میان نگسست زنارم

بقدر سبحه گردیدن کمرها بست زنارم

خرابات محبت از اسیران ظرف می‌خواهد

خط پیمانه‌ای دارد قدح در دست زنارم

به خود می‌لرزم از اندیشهٔ تعبیر همواری

مباد از سبحه بردارد بلند و پست زنارم

مسلمانی به‌این سامان دلکوبی نمی‌ارزد

ز چنگ اتفاق سبحه بیرون جست زنارم

به دیر همتم پروانهٔ آتش پرستیها

به خط شعلهٔ جواله باید بست زنارم

نفس را الفت دل صرفهٔ راحت نمی‌باشد

ندید آسودگی با سبحه تا پیوست زنارم

مپرس از ریشهٔ باغ تعلقهای امکانی

گسستن در بغل می‌پرورم تا هست زنارم

چو شمع از سعی الفت غافلم لیک اینقدر دانم

که تا ننشاند در خاکم ز پا ننشست زنارم

وفا سر رشته‌ای دارد که هرگز نگسلد بیدل

نمی‌افتد زگردن گر فتاد از دست زنارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۷۲بر آسمان رسانم و گر بر هوا برم
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۷۳بر ندارد شوخی از طبع ادب تخمیر شرم
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۷۴ز دشت بیخودی می‌آیم از وضع ادب دورم
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۷۵شعورت خواه مستم وانماید خواه مخمورم
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۷۶نی سر تعمیر دل دارم نه تن می‌پرورم
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۷۷چه حاجتست به بند گران تدبیرم
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۷۸چه نیرنگست یارب در تماشاگاه تسخیرم
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۷۹ز بس ضعیف مزاج جهان تدبیرم
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.