پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۳۱

کو شور دماغی ‌که به سودای تو افتم

گردی کنم ایجاد و به صحرای تو افتم

عمری‌ست درین باغ پر افشان امیدم

شاید چو نگه بر گل رعنای تو افتم

آن زلف پریشان همه جا فتنه فکنده‌ست

هر دام که بینم به تمنای تو افتم

چون سایه ز سر تا قدمم ذوق سجودی ست

بگذار که در پای سراپای تو افتم

مپسند که امروز من گمشده فرصت

در کشمکش وعدهٔ فردای تو افتم

خورشید گریبان خیالات ندارد

کو لفظ‌ که در فکر معمای تو افتم

پروای خم ابروی ناز فلکم نیست

هیهات‌ گر از طاق دل‌آرای تو افتم

چون سیل درین دشت و درم نیست تسلی

یا رب روم از خویش به درباب تو افتم

بیدل به ره عشق تلاشت خجلم کرد

پیش‌آ قدمی چند که در پای تو افتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۳۳آرزو بیتاب شد ساز بیانی یافتم
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۳۴چون آینه چندان به برش تنگ گرفتم
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۳۵به دل‌ گردی ز هستی یافتم از خویشتن رفتم
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۳۶تحیر مطلعی سرزد چو صبح‌ از خویشتن رفتم
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۳۷دوش ‌گستاخ به نظارهٔ جانان رفتم
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۳۸تا به در یوزهٔ راحت طلبیدن رفتم
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۳۹گر به پرواز و گر از سعی تپیدن رفتم
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۴۰شب از رویت سخنهایی بهار اندوده می‌گفتم
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.