پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۱۲

خاکم به سر که بی تو به ‌گلشن نسوختم

گل شعله زد ز شش جهت و من نسوختم

اجزای سنگ هم ز شرر بال می‌کشد

من بیخبر ز ننگ فسردن نسوختم

شاید پیام یأس به ‌گوش تو می‌رسد

داغم‌ که چون سپند به شیون نسوختم

جمعیتی ذخیرهٔ دل داشتم چو صبح

از یک نفس تلاش‌، چه خرمن نسوختم

بوبی نبردم از ثمر نخل عافیت

تا ربشهٔ نفس به دویدن نسوختم

افروختم به آتش یاقوت شمع خویش

باری به علت رگ گردن نسوختم

در دشت آرزو ز حنابندی هوس

رنگی نیافتم‌ که به سودن نسوختم

مشکل‌ که تابد از مژه بیرون نگاه شرم

گشتم چراغ و جز ته دامن نسوختم

شرم وفا به ساز چراغان زد از عرق

با هر فتیله‌ای‌ که چو روغن نسوختم

دوری به مرگ هم ز بتان داشت سوختن

مردم‌ که مردم و چو برهمن نسوختم

بیدل نپختم آرزوی مزرع امید

کاخر ز یأس سوخته خرمن نسوختم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۱۴چو گوهر آخر از تجرید نقش مدعا بستم
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۱۵جولان جنون آخر بر عجز رسا بستم
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۱۶حضور معنی‌ام‌ گم گشت تا دل بر صور بستم
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۱۷به عشقت‌ گر همه یک داغ سامان بود در دستم
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۱۸شب از یاد خطت سر رشتهٔ جان بود در دستم
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۱۹بر یار اگر پیام دل تنگ می‌فرستم
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۲۰شب جوش بهاری به دل تنگ شکستم
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۲۱هرگه به برگ و ساز معیشت‌ گریستم
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.