پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۱۷

به عشقت‌ گر همه یک داغ سامان بود در دستم

همان انگشتر ملک سلیمان بود در دستم

درین‌گلشن نه‌ گل دیدم نه رمز غنچه فهمیدم

ز دل تا عقده وا شد چشم حیران بود در دستم

ز غفلت ره نبردم در نزاکت‌خانهٔ هستی

ز نبضم رشته‌واری زلف جانان بود در دستم

به هر بی‌دستگاهی گر به قسمت می‌شدم قانع

کف خود دامن صحرای امکان بود در دستم

ندامت داشت یکسر رونق گلزار پیدایی

چوگل آثار شبنم زخم دندان بود در دستم

به بالیدن نهال محنتم فرصت نمی‌خواهد

ز پا تا می‌کشیدم خار پیکان بود در دستم

پی تحصیل روزی بسکه دیدم سختی دوران

به چشمم آسیا گردید اگر نان بود در دستم

جنون آوارهٔ دیر و حرم عمری‌ست می‌گردم

مکاتیب نفس پر هرزه عنوان بود در دستم

کفی صیقل نزد سودن دین هنگامهٔ عبرت

به حسرت مردم و آیینه پنهان بود در دستم

درین مدت‌که سعی نارسایم بال زد بیدل

همین لغزیدن پایی چو مژگان بود در دستم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۱۹بر یار اگر پیام دل تنگ می‌فرستم
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۲۰شب جوش بهاری به دل تنگ شکستم
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۲۱هرگه به برگ و ساز معیشت‌ گریستم
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۲۲از هوس چون شمع‌گر سر بر هوا برداشتم
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۲۳کاش یک نم‌ گردش چشم تری می‌داشتم
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۲۴ز خود تهی شدم از عالم خراب‌گذشتم
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۲۵به جستجوی خود از سعی بی ‌دماغ ‌گذشتم
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۲۶شبی مشتاق رنگ ‌آمیزی تصویر دل ‌گشتم
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.