پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۹۳

عمری‌ست چون نفس به تپیدن فسانه‌ام

از عافیت مپرس دل است آشیانه‌ام

در قلزمی که اوج و حضیضش تحیر است

موج خیالم و به خیالی روانه‌ام

آهم چو دود آتش یاقوت گل نکرد

وا سوخته‌ست در گره دل زبانه‌ام

خط غبار آفت نظاره است و بس

بی‌صرفه نیست این که شناسد زمانه‌ام

نیش حسد به وضع ملایم چه می‌کند

چون موم آرمیده به زنبور خانه‌ام

ای چرخ بیش ازین اثر زحمتم مخواه

چون دل بس است تیر نفس را نشانه‌ام

اشکی به صد گداز جگر جمع می‌کنم

چون شمع زندگی‌ست به این آب و دانه‌ام

خجلت به عرض جوهر من خنده می‌کند

مویی ز چشم رستهٔ مغرور شانه‌ام

آن شور طالعم که در این بزم خواب عیش

در چشم عالمی نمک است از فسانه‌ام

بی‌اختیار می‌روم از خویش و چاره نیست

تا کی کشد عنان نفس از تازیانه‌ام

خاکم به باد رفت و نرفت از جبین شوق

یک‌سجده وار حسرت آن آستانه‌ام

آسوده‌تر ز آب گهر خاک می‌شوم

پرواز در کنار فسردن بهانه‌ام

موج فضول‌، محرم وصل محیط نیست

بی‌طاقتی مباد زند بر کرانه‌ام

بیدل اسیر حسرت از آنم‌که همچو چشم

در رهگذار سیل فتاده‌ست خانه‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۹۵می‌دهد زیب عمارت از خرابی خانه‌ام
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۹۶سر خط نازیست امشب زخمهای سینه‌ام
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۹۷مرده‌ام اما همان خجلت طراز هستی‌ام
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۹۸یاد من کردی به سامان‌گشت ناز هستی‌ام
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۹۹با همه سرسبزی از سامان قدرت عاری‌ام
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۰۰رفتم ز خویش و یاد نگاهیست حالی‌ام
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۰۱تا کجا بوس کف پایت شود ارزانی‌ام
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۰۲تو کریم مطلق و من گدا چه کنی جز این‌که بخوانی‌ام
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.