پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۹۸

یاد من کردی به سامان‌گشت ناز هستی‌ام

نام دل بردی قیامت کرد ساز هستی‌ام

تخم عجزم پرتنک سرمایهٔ نشو و نماست

سجده‌ای می‌دانم و بس نو نیاز هستی‌ام

تنگ ظرفی احتیاطم ورنه مانند حباب

بحر می‌بالد زآغوش گداز هستی‌ام

همچو شمعم هر نگه داغی دگر ایجاد کرد

اینقدر یارب که فرمود امتیاز هستی‌ام

من هم از موهومی ساز نفس غافل نی‌ام

تاکجا خواهد دمید افسون طراز هستی‌ام

صبحم و در پردهٔ شب زندگانی می کنم

بی‌نفس خوابیده‌است افسانه ساز هستی‌ام

گر همه توفان شوم‌ کیفیتم بی‌پرده نیست

عشق درگوش عدم خوانده‌ست راز هستی‌ام

ای شرار رفته از خود پر به بیرنگی مناز

دیده‌ام رنگی که من هم بی‌نیاز هستی‌ام

سایه را بر خاک ره پیداست ترجیح عروج

اینقدر من نیز بیدل سر فراز هستی‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۰۰رفتم ز خویش و یاد نگاهیست حالی‌ام
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۰۱تا کجا بوس کف پایت شود ارزانی‌ام
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۰۲تو کریم مطلق و من گدا چه کنی جز این‌که بخوانی‌ام
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۰۳آنی که بی تو من همه جا بی ‌سخن نی‌ام
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۰۴نبری گمان فسردگی به غبار بی‌سروپایی‌ام
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۰۵بی حوصلگی‌کرد درین بزم ‌کبابم
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۰۶شب ‌گردش چشمت قدحی داد به خوابم
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۰۷ندارد آنقدر قطع از جهان غفلت اسبابم
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.