پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۸۸

از خیالت وحشت‌اندوز دل بی‌کینه‌ام

عکس را سیلاب داند خانهٔ آیینه‌ام

بس که شد آیینه‌ام صاف از کدورت‌های وهم

راز دل تمثال می‌بندد برون سینه‌ام

کاوش از نظمم گهرهای معانی می‌کشد

ناخن دخل است مفتاح درگنجینه‌ام

طفل اشکم‌، سر خط آزادی‌ام بیطاقتی است

فارغ از خوف و رجای شنبه و آدینه‌ام

حیرت احکام تقویم خیالم خواندنی است

تا مژه‌واری ورق گردانده‌ام پاربنه‌ام

در خراش آرزویم بس که ناخن‌ها شکست

آشیان جغد باید کرد سیر از سینه‌ام

تیغ چوبین را به جنگ شعله رفتن صرفه نیست

دل بپرداز ای ستمگر از غبار کینه‌ام

قابل برق تجلی نیست جز خاشاک من

حسن هر جا جلوه‌پرداز است من آیینه‌ام

تا کجا از خود برآیم جوهر سعیم گداخت

بر هوا بسته است تشویش نفسها زینه‌ام

بیدل از افسردگیها جسمم آخر بخیه ریخت

ابر نیسانی برآمد خرقهٔ پشمینه‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۹۰برگ خودداری مجویید از دل دیوانه‌ام
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۹۱تا دچار نازکرد آن نرگس مستانه‌ام
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۹۲شور آفاق است جوشی از دل دیوانه‌ام
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۹۳عمری‌ست چون نفس به تپیدن فسانه‌ام
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۹۴فهم حقیقت من و ما را بهانه‌ام
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۹۵می‌دهد زیب عمارت از خرابی خانه‌ام
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۹۶سر خط نازیست امشب زخمهای سینه‌ام
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۹۷مرده‌ام اما همان خجلت طراز هستی‌ام
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.