پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۲۱

به رنگی یأس جوشیده‌ست با دل

که درد آید اگر گویم بیا دل

جمالت مقصد چشم است‌، کو چشم؟

غمت باب دل است اما کجا دل؟

سراپا ناله می‌جوشیم چون موج

تپش خون‌ کرد در هر عضو ما دل

درای کاروان دشت یأسیم

چه سازد گر ننالد بینوا دل

سراغ ما غبار بال عنقاست

به رنگ رفته دارد نقش پا دل

ز اشک و آه مشتاقان مپرسید

هجوم بسمل است از دیده تا دل

ز پرواز نفس غافل مباشید

چو شبنم ریشه دارد در هوا دل

ز خاک ما قدم فهمیده بردار

مبادا بشکنی در زیر پا دل

درین محفل ‌کسی محتاج‌ کس نیست

همین کار دل افتاده‌ست با دل

گرفتارم گرفتارم گرفتار

نمی‌دانم نفس دام است یا دل

به صورت بیدلم اما به معنی

بود چون اشک سر تا پای ما دل

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۲۳گاه موج اشک و گاهی گرد افغانست دل
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۲۴بازآکه بی‌جمالت توفان شکسته بر دل
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۲۵گر چنین جوشاند آثار دویی ننگش ز دل
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۲۶به پیری ‌گشته حاصل از برای من فراغ دل
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۲۷از شوخی فضولی ما داشت عار وصل
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۲۸چیست درین فتنه‌زار غیر ستم در بغل
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۲۹ای از خرامت نقش پا خورشید تابان در بغل
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۳۰عمریست چون‌ گل می‌روم زین باغ حرمان در بغل
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.