پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۱۵

ای خانهٔ آیینه ز دیدار تو پرگل

خون در دل ما چند کند رنگ تغافل

امروز سواد خط آن لعل‌ که دارد

عینک ز حبابست به چشم قدح مل

بر دامن پاکت اثری نیست ز خونم

شبنم ته دندان نگرفته‌ست لب گل

عمریست‌ که‌ گم‌گشت در این قلزم نیرنگ

از موج و حباب انجمن دور و تسلسل

در عشق جنون‌خیز پرافشانی کاهی‌ست

گر کوه شود پای به دامان تغافل

هرحلقه ازین سلسله صد فتنه جنون است

غافل نروی در خم آن طرّه و کاکل

از طینت امواج تردد نتوان برد

تا هست نفس فکر محالیست توکل

هم نسبتی عجز تظلمکدهٔ ماست

مشکل‌ که خم شیشه برد صرفه ز قلقل

پرواز عروج اثر درد ندارد

بر ناله ببندید برات پر بلبل

همت هوس ترک علایق نپسندد

این جلوه از آنجاست‌ که او زد به تغافل

بیدل همه‌جا آینهٔ صورت عجزیم

نقش قدمی را چه عروج و چه تنزل

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۱۷سنگی چو گوهر، بستیم بر دل
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۱۸سعی روزی‌کاهش است ای بیخبر چشمی بمال
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۱۹عشرت سالگره تا کی‌ات ای غفلت فال
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۲۰زخم تیغی ز تو برداشته‌ام همچو هلال
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۲۱به رنگی یأس جوشیده‌ست با دل
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۲۲ز من عمریست می‌گردد جدا دل
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۲۳گاه موج اشک و گاهی گرد افغانست دل
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۲۴بازآکه بی‌جمالت توفان شکسته بر دل
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.