پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۹۹

بسکه بی‌لعل تو رفت از بزم عیش ما نمک

می‌زند بر ساغر می‌خندهٔ مینا نمک

داغ شوقت زِیرمشق منت هرپنبه نیست

اشک خودکافیست‌گر خواهدکباب ما نمک

جسم راحت خواه و دل جمعیت و عمر امتداد

با چنین توفان حاجت دارد استغنا نمک

ای‌خرد خمخانهٔ نازی بجوش آورده‌ای

باش تا شور جنون ما کند پیدا نمک

پشت برگل دادن از آثارکافر نعمتی است

جای آن دارد که‌ گیرد چشم شبنم را نمک

اضطراب شعله تسکینش همان خاکستر است

کوشش ما می‌برد داغی‌که دارد با نمک

بی‌تبسم نیست با آن جوش شیرینی لبش

تا تو دریابی‌ که درکار است در هر جا نمک

آفت هستی به اسبابی دگرموقوف نیست

زخم صبح از خندهٔ خود می‌کند انشا نمک

با همه ابرام باید تشنه‌کام یاس مرد

حرص مستسقی و دارد آبروی ما نمک

بیدل از حسن ملیحش چند غافل زیستن

دیده‌های زخم را هم‌می‌کند بینا نمک

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۰۱شرع هر دین بهرهٔ او نیست جز رفع شکوک
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۰۲چو غنچه بسکه تپیدم ز وحشت دل تنگ
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۰۳در نظرها معنی‌ام‌ گل می‌کند غیرت به چنگ
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۰۴رسانده‌ایم درین عرصهٔ خیال آهنگ
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۰۵رفت مرآت دل از کلفت آفاق به زنگ
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۰۶ز خودفروشی پرواز بسکه دارم ننگ
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۰۷نام شاهان کز نگین گل کرده کر و فر به چنگ
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۰۸تاکجا با طبع سرکش سرکند تدبیر جنگ
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.