پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۹۸

نشد از حسرت داغت جگرم تنها خشک

لاله را نیز دماغیست درین سودا خشک

منت چشمهٔ خضر آینه‌پردازی‌تریست

دم شمشیرتو یارب نشود با ما خشک

برق حسن تو در ابروی اشارت دارد

خم موجی‌که‌کند خون دل دریا خشک

در تماشاکدهٔ جلوه که چشمش مرساد

موج آیینه زند هرکه شود برجا خشک

چون حیا آب رخ‌ گوهر ما وقف‌تریست

عرقی چند مبادا شود از سیما خشک

زین بضاعت نتوان دیگ فضولی پختن

تا رسد نان به تری می‌شود آب ما خشک

وقت آن شدکه ز بی آبی ابر احسان

برگ گل روید ازین باغ چو نقش پا خشک

بسکه افسردگی افسون تحیر دارد

سیل چون جاده فتاده است درین صحرا خشک

ترک اسباب لب شکوهٔ نایابی دوخت

کرد افشاندن این گرد جراحتها خشک

ماند از حیرت رفتار بلاانگیزت

ناله در سینهٔ بیدل چو رگ خارا خشک

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۰۰غیر خاموشی نداردگفتگوی ما نمک
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۰۱شرع هر دین بهرهٔ او نیست جز رفع شکوک
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۰۲چو غنچه بسکه تپیدم ز وحشت دل تنگ
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۰۳در نظرها معنی‌ام‌ گل می‌کند غیرت به چنگ
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۰۴رسانده‌ایم درین عرصهٔ خیال آهنگ
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۰۵رفت مرآت دل از کلفت آفاق به زنگ
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۰۶ز خودفروشی پرواز بسکه دارم ننگ
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۰۷نام شاهان کز نگین گل کرده کر و فر به چنگ
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.