پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۴۷

خلقی است شمع‌وار در این قحط جای فیض

قانع به اشک و آه ز آب و هوای فیض

بیهوده بر ترانهٔ وهم و گمان مپیچ

قانون این بساط ندارد نوای فیض

از صبح این چمن نکشی ساغر فریب

خمیازه موج می‌زند از خنده‌های فیض

نام ‌کرم اگر شنوی در جهان بس است

اینجا گذشته است ز عنقا همای فیض

حشر هوس ز شور کرم ‌گرد می‌کند

امن است هرکجا به‌میان نیست پای‌فیض

اقبال ظلم پایه به‌اوجی رسانده است

کانجا نمی‌رسد ز ضعیفی دعای فیض

چشمت ز خواب باز نگردیده صبح رفت

ترسم زگریه وانکشی خونبهای فیض

گرد حقیقتی به‌ نظر عرضه می‌دهند

تا چشم‌ کیست قابل این توتیای فیض

از دود آه منصب داغ جنون بلند

گلزار غیر ابر ندارد لوای فیض

عمری‌ست درکمینگه ساز خموشی‌ام

چین‌ کرده است ناله‌ کمند رسای فیض

آخر به‌خواب مرگ ‌کشد صبح پیریت

افسون لغزش مژه دارد صفای فیض

آغوش صبح می‌کند اینجا وداع شب

بیدل بقدر نفی تو خالیست جای فیض

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۴۹شده فهم مقصد عالمی زتلاش هرزه قدم غلط
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۵۰بر جنون نتوان شد از عقل ادب‌پرور محیط
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۵۱گشتم از بی‌دست و پاییها به خشک و تر محیط
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۵۲نشکسته ساغر عاریت ز حصول آب بقا چه حظ
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۵۳دارد از ضبط نفس طبع هوس پرور چه حظ
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۵۴نمی‌شود کس ازین عبرت انجمن محظوظ
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۵۵غبار تفرقه هر جا بود مقابل جمع
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۵۶ای هستی تو وضع درنگ و شتاب شمع
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.