پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۴۱

پرکوته است دست به هر سو دراز حرص

غیر از گره به رشته نبسته است ساز حرص

عزلت گزیده‌ایم و به صد کوچه می‌تپیم

آه از قناعتی‌ که کشد بی‌نیاز حرص

در رنگ آبرو زرت ازکیسه می‌رود

انجام شمع بین و مپرس از گداز حرص

خاکیم و هرچه‌ گل‌ کند از ما غنیمت است

ای غافلان چه وضع قناعت چه ساز حرص

آثار شرم از نظر خلق برده‌اند

خاکی مگر شود شرهٔ چشم باز حرص

از طبع دون هنوز به پستی نمی‌رسد

گرپا خورد ز نقش قدم سر فراز حرص

دامن نچیده ایمن از آلودگی مباش

کاین مزبله پر است ز بول و براز حرص

آنجاکه عافیت طلبی عزم جست و جوست

گامی به مقصد است قریب احتراز حرص

تا مرگ چون نفس ز تک و تاز چاره نیست

خوش عالمیست عالم بی‌امتیاز حرص

بیدل چو صبح صورت خمیازه بسته است

از خاک ما سپهر نشیب و فراز حرص

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۴۳گرفته اشک مرا دیده تا به دامان رقص
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۴۴مگشا جریدهٔ حاجتت بر دوستان ز کف غرض
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۴۵مباد دامن‌ کس‌ گیرم از فسون غرض
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۴۶ای بی خبر مسوز نفس در هوای فیض
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۴۷خلقی است شمع‌وار در این قحط جای فیض
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۴۸نبود نقطه‌ای از علم این‌ کتاب غلط
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۴۹شده فهم مقصد عالمی زتلاش هرزه قدم غلط
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۵۰بر جنون نتوان شد از عقل ادب‌پرور محیط
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.