پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۶۶

چیست هستی به آن‌همه آزار؟

گل چشمی و ناز صد مژه خار

عیش، مزد خیال نومیدی‌ست

حسرتی خون کن و بهار انگار

نیست امروز قابل ترجیح

حلقهٔ صحبتی به حلقهٔ مار

در ترش‌رویی انفعالی هست

سرکه ناچار عطر آرد بار

دم پیری ز خود مشو غافل

صبح را نیست در نفس تکرار

شاید آیینه‌ای به‌بار آید

تخم اشکی به یاد جلوه بکار

حیرتت قدردان این چمن است

رنگ ما نشکنی‌، مژه مفشار

چون قلم عندلیب معنی را

بال پرواز نیست جز منقار

سرکشی سنگ راه آزادی‌ست

کوه‌ صحراست‌، گر شود هموار

نوسواد کتاب امیدم

غافلم زآنچه می‌کنم تکرار

خلوت بی‌تکلفی دارم

که اگر وارسم ندارم بار

بیدل این باغ حیرت‌ آبادست

هر گل آنجاست پشت بر دیوار

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۶۸در هوس‌گاه عالم بیکار
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۶۹ای ابر! نی به باغ و نه در لاله‌زار بار
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۷۰ترک دنیا کن غم این سحر باطل برمدار
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۷۱مردی چو شمع در همه‌جا، جا نگاه دار
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۷۲ای هوس قطع نفس ‌کن، ساعتی دنگم‌ گذار
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۷۳در این ادبکده جز سر به هیچ جا مگذار
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۷۴تا کی خیال هستی موهوم‌؟ سر برآر
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۷۵چشم واکردم به خویش، اما ز آغوش شرار
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.