پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۷۵

چشم واکردم به خویش، اما ز آغوش شرار

غوطه خوردم در دم خواب فراموش شرار

شد نظرواکردنی، خواب فراموش شرار

لغزش پای نگاهی داشت، مدهوش شرار

فرصت هستی، گشاد و بست چشمی بیش نیست

این شبستان روشن است از شمع‌ خاموش شرار

با همه کم‌فرصتی، دیگ املها پخته‌ایم

برق هوشی کو؟ که برداربم سرپوش شرار

نیست صبح هستی ما تهمت‌آلود نفس

دود نتواند شدن خط بناگوش شرار

کسوت دیگر ندارد خجلت عریان‌تنی

می‌دهد پوشیدن چشم از بر و دوش شرار

داغ نیرنگم که در اندیشهٔ رمز فنا،

منتظر من بودم و گفتند در گوش شرار

یک دل اینجا غافل از شوق تو نتوان یافتن

سنگ هم دارد همان خمخانهٔ جوش شرار

ساقی این محفل عبرت، ز بس کم‌فرصتی‌ست

می‌کشد ساغر ز رنگ رفته، مدهوش شرار

کو دماغ الفتی با این و آن پرداختن

کز دماغ خویش لبریزم چو آغوش شرار

نیست آسان، از طلسم خویش بیرون آمدن

بیدل اینجا محمل سنگ است بر دوش شرار

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۷۷بر خیالی چیده‌ایم از دیده تا دل انتظار
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۷۸چشم واکن رنگ اسرار دگر دارد بهار
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۷۹سیر گلزار که یارب در نظر دارد بهار
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۸۰تا چند حسرت چمن و سایه‌های ابر
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۸۱شب زندگی سر آمد به نفس‌شماری آخر
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۸۲به ارشاد ادب در دستگاه خودسران مگذر
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۸۳ناتمام همتی تا عجز سامان نیست سر
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۸۴در چمن تا قامتش انداز شوخی‌کرد سر
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.