پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۴۱

دل خلوت اندیشهٔ یار است ببینید

این آینه در شغل چه‌کار است ببینید

زان پیش که بر خرمن ما برق فرو شد

آن شعله که امروز شرار است‌ ‌ببینید

در بحر چو گوهر نتوان چشم گشودن

امروز که‌ گوهر به کنار است ببینید

بر نسخهٔ هستی مپسندید تغافل

هرچند خطش جمله غباراست ببینید

حرفیست به نقش آمده نیرنگ دو عالم

دیگر به شنیدن چه مدار است ببینید

سرمایهٔ هر ذره ز خورشید مثالیست

این قبافله‌ها آینه‌بار است ببینید

ازکثرت آیینهٔ رعنایی آن ‌گل

هر بلبل ازین باغ هزار است ببینید

از حلقهٔ زنجیر تحیر نتوان جست

هر ششجهت آیینه دچار است ببینید

از جلوه چه لازم به خیال آینه چیدن

ای غیرپرستان همه یار است ببینید

هرگه مژه برهم رسد این باغ خزان است

تا فرصت نظاره بهار است ببینید

هرجا نم اشکی بتپد در کف خاکی

ای خوش‌نگهان بیدل زار است ببینید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۴۳چینی هوسان عبرت مستور ببینید
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۴۴چه ممکن است که عاشق گل و سمن گوید
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۴۵خوش‌خرامان داد طبع سست‌بنیادم دهید
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۴۶امروز نوبهارست ساغرکشان بیایید
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۴۷یاران در این بیابان از ما اثر مجویید
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۴۸ستمکش تو به قاصد اگر دهد کاغذ
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۴۹ای ساز بر و دوش تو پیراهن‌کاغذ
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۵۰ای شعله نهال از قلمت‌ گلشن ‌کاغذ
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.