پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۴۰

ای بیخردان طور تعین نگزینید

با سجده بسازید که اجزای زمینید

درکارگه شیوه تسلیم‌، عروجی‌ست

چندانکه نشان‌ کف پایید جبینید

اینجا طرب وهم اقامت چه جنون است

در خانه نیرنگ حنابندی زینید

امروز پی نام و نشان چند دویدن

فردا که ‌گذشتید نه آنید نه اینید

اندیشهٔ هستی‌ کلف همت مردست

دامن ز غباری که نداربد بچینید

چون شمع هوس سر به هوا چند فرازید

گاهی زتکلف ته پا نیز ببینید

زین نسبت دوری که به هستی‌ست عدم را

کم نیست‌که چون ذره به خورشید قرینید

در عالم تجرید چه فرصت‌ شمریهاست

تا صبح قیامت نفس باز پسینید

رفتید و نکردید تماشای گذشتن

ای ‌کامن دمی چند به یکجا بنشینید

هرچند نفس ساز کند صور قیامت

در حوصله‌های مگس و پشه طنینید

عنقا چه نشان می‌دهد از شهرت موهوم

چشمی بگشایید که نام چه نگینید

تمثال غبار من و مایید چو بیدل

صد سال‌ گر آیینه زدایید همینید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۴۲کو رنگ‌، چه بو؟ جلوهٔ یارست ببینید
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۴۳چینی هوسان عبرت مستور ببینید
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۴۴چه ممکن است که عاشق گل و سمن گوید
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۴۵خوش‌خرامان داد طبع سست‌بنیادم دهید
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۴۶امروز نوبهارست ساغرکشان بیایید
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۴۷یاران در این بیابان از ما اثر مجویید
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۴۸ستمکش تو به قاصد اگر دهد کاغذ
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۴۹ای ساز بر و دوش تو پیراهن‌کاغذ
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.