پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۵۶

عید است غبار سر راه تو توان شد

قربانی قربان نگاه تو توان شد

امید شهید دم شمشیر غروری‌ست

بسمل ز خم طرف ‌کلاه تو توان شد

باید همه تن دل شد و آشفت و جنون‌کرد

تا محرم‌ گیسوی سیاه تو توان شد

تسلیم ز آفات جهان باک ندارد

در جیب خودم محو پناه تو توان شد

ای خاک خرامت گل فردوس‌ به دامن

کو بخت ‌که پامال گیاه تو توان شد

سهل است شفاعتگری جرم دو عالم

گر قابل یک ذره ‌گناه تو توان شد

بیدل دل ما طاقت آیات ندارد

تاکی هدف ناوک آه تو توان شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۵۸گل نکرد آهی‌که بر ما خنجر قاتل نشد
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۵۹از حوادث خاطر آزاد ما غمگین نشد
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۶۰چون شفق از رنگ خونم هیچکس‌گلچین نشد
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۶۱پر هما چه‌ کند بخت اگر دگرگون شد
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۶۲حیرت‌کفیل پر زدن‌گفتگو نشد
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۶۳آهی به هوا چتر زد و چرخ برین‌ شد
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۶۴شب حسرت دیدار توام دام ‌کمین شد
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۶۵زین ساز بم و زیر توقع چه خروشد
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.