پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۵۱

ترکِ آرزو کردم رنجِ هستی آسان‌ شد

سوخت پرفشانی‌ها کاین قفس ‌گلستان شد

عالم از جنونِ من کرد کسبِ همواری

سیلِ گریه سر دادم‌ کوه و دشت دامان شد

خامشی به دامانم شورِ صد قیامت ریخت

کاشتم نفس در دل ریشهٔ نیستان شد

هر کجا نظر کردم فکرِ خویش راهم زد

غنچه تا گلِ این باغ بهرِ من ‌گرببان شد

بر صفای دل زاهد، اینقدر چه می‌نازی

هر چه آینه ‌گردید بابِ خودفروشان شد

عشق ‌شکوه‌آلود است تا چه دل فسرد امروز

سیل می‌رود نومید خانه‌ای که ویران شد

جیب ‌اگر به غارت رفت دامنی به دست آریم

ای جنون به صحرا زن نوبهار عریان شد

جبریان تقدیریم قول و فعل ما عجز است

وهم می‌کند مختار آنقدر که نتوان شد

برقِ رفتنِ هوش است یا خیالِ دیداری

چون سپند از دورم آتشی نمایان شد

چینِ نازپرورده‌ست ‌گردِ وحشتم بیدل

دامنی گر افشاندم طره‌ای پریشان شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۵۳قیامت خنده‌ریزی بر مزار من‌ گل ‌افشان شد
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۵۴مخمل و دیبا حجاب هستی رسوا نشد
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۵۵مکتوب مقصد ما از بیکسی فغان شد
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۵۶عید است غبار سر راه تو توان شد
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۵۷پیر گردیدم و هستی سبب ننگ نشد
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۵۸گل نکرد آهی‌که بر ما خنجر قاتل نشد
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۵۹از حوادث خاطر آزاد ما غمگین نشد
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۶۰چون شفق از رنگ خونم هیچکس‌گلچین نشد
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.