پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

کارنامهٔ زندان

بخش ۶۸ - حکایت عمالقه

خود شنیدی حدیث عوج عناق

وان سهمناک مردم عملاق

مردم پسر شجاعتی بودند

فوق عادت جماعتی بودند

قدشان چون چنارهای کهن

سر و گردن چو برجی از آهن

هرچه امد به پیش می‌خوردند

وآنچه آمد به‌دست می‌بردند

تنهٔ گنده و شجاعت و زور

کرده بود آن گروه را مغرور

اعتنائی به کس نمی کردند

یک‌دم از جور بس نمی کردند

چون به دلشان ستم قرار گرفت

عقل از آن مردمان کنار گرفت

دید کایشان تهی ز فایده‌اند

همه بیرون ز عقل و قاعده‌اند

رفت نزدیک موسی عمران

گفت از این قوم داد من بستان

لاجرم بر چنان گروه دلیر

گشت مشتی جهود مفلس‌، چیر

باغبان کاو به باغ گل کارد

علف هرزه را برون آرد

وان درختی که نیستش ثمری

افکنندش به تیشه یا تبری

علف هرزه و درخت نرک

در گلستان نمی کشند سرک

چون که بودند ظلم کار و پلید

باغبان بیخشان ز باغ برید

تو هم ای سفلهٔ خر مغرور

که شدی متکی به قوت وزور

مر مرا چه که زر چه داری تو

نیکنامی نگر چه داری تو

شومی نفس خویشتن بینت

مرد وزن می کنند نفرینت

ترسم از شومی تو آخر کار

شود این مملکت به مرگ دچار

کاین مثل سخت شهرهٔ دهر است

جهل یک‌تن‌،‌ بلای یک شهر است

پادشه چون نمود نادانی

رویند کشوری به ویرانی

ادامه‌ی کارنامهٔ زندان

  1. بخش ۷۰ - در مذمت سرکشی و عیب‌جوییدر بر مام و باب خاضع باش
  2. بخش ۷۱آمد اردیبهشت‌، ای ساقی
  3. بخش ۷۲ - شرح تفتیش کردن مأمورین دولت در راهچون رسیدم به چند میلی ری
  4. بخش ۷۳ - شرح ملاقات آیرم رئیس شهربانیدر «‌اوین‌» داشتم گلستانی
  5. بخش ۷۴ - گفتار نهم در تغییر اوضاعکار کشور گرفت لون دگر
  6. بخش ۷۵ - ملاقات دوم با آیرمپس چندی امیر دولت بار
  7. بخش ۷۶ - تمثیلمردی از فاقه در امان آمد
  8. بخش ۷۷ - داستان کاردارکارداری براند گرم به‌دشت
همه‌ی کارنامهٔ زندان ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.