پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

اشعار محلی

شمارهٔ ۴ - غزل

روی ماهت‌ ر ببین تا عشقم باور کنی

رنگ زردم ر ببین تا جورت کمتر کنی

نیصب شو وخت که بوی زلفهات ر مشنوم

گر ببینی روز مور خاک سیا ور سر کنی

زلف کر نیلیر ازی بیشتر مزن قیچی که واز

مثل پیشتر نِمْتَنی چرخ مُو رَ چِنْبَرْ کِنِی

ای بهار اُ‌قذر به پیش مو مخن والنازعات

گر به حال مو بیفتی الذیر از بر کنی

ادامه‌ی اشعار محلی

  1. شمارهٔ ۶ - از یک غزلمو مخام خوذم بزو ‌چشمه نوشت بزنم
  2. شمارهٔ ۷ - قطعهای بهار طور نمیری که بگن شکرکه مرد
  3. شمارهٔ ۸ - غزلبالای نقره زلف سیارکله پا مکن
  4. شمارهٔ ۹ - غزلروی تو دیدم ز عمر دست کشیدم
همه‌ی اشعار محلی ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.