پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قصاید

شمارهٔ ۷۱ - چه باید کرد؟

ترک ملک عجم ببایدکرد

رای ملک عدم بباید کرد

یا به نخجیرگاه جهل عجم

کار شیر اجم ببایدکرد

به وفا و وفاق و فضل و هنر

خلق را همقسم بباید کرد

وین نظامات زشت ناخوش را

به خوشی منتظم ببایدکرد

خامه‌ای چون سنان بباید ساخت

نامه‌ای چون صنم بباید کرد

کار عرض قلم بباید دید

کار در هر قدم بباید کرد

آیهٔ والقلم بباید خواند

مر قلم را علم ببایدکرد

قلمی کو ببرد عرض ‌هنر

آن قلم را قلم بباید کرد

به مقالات احترام‌آمیز

نامه را محترم ببایدکرد

زانتقادات احتشام‌انگیز

خامه را محتشم بباید کرد

بهر بسط فضایل و حسنات

فکر خیل و حشم بباید کرد

بخردان را درم بباید داد

ناکسان را دژم بباید کرد

چون سپردند بخردان را کار

ترک لا و نعم بباید کرد

خیر اصحاب خیر بایدگفت

ذم ارباب ذم بباید کرد

تا عذاب ستمگری بچشد

به ستمگر ستم بباید کرد

دست دزدان حکمفرما را

قطع از هر رقم بباید کرد

سر رندان اجتماعی را

خرد بی کیف و کم بباید کرد

وین دنی دایگان ملت را

رهسپار عدم بباید کرد

از لئامت نظر بباید دوخت

ترک اسراف هم بباید کرد

زین فضولی تجملات‌، چنانک

بره از گرگ، رم بباید کرد

ساده گویی و ساده پوشی را

با نظافت به هم بباید کرد

کار و سرمایه و فضیلت را

پیشتاز همم بباید کرد

کیسهٔ خلق را ز علم و عمل

پر ز زرّ و درم بباید کرد

مملکت را ز فکرهای صواب

چون بهشت ارم بباید کرد

چون شد آسوده‌ دل ز فکر شرف

فکر شأن و شکم بباید کرد

بی‌ سر و بن گزافه گویی را

پایمال حکم بباید کرد

با خیال درست و گفته راست

پشت بدخواه خم بباید کرد

فال خوش متصل بباید زد

فکر خوش دم به دم بباید کرد

سخنان بهار را با زر

به صحایف رقم بباید کرد

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۷۳ - ز رنج دستم گر آسمان نزار آورد
  2. شمارهٔ ۷۴ - زن شعر خداستخانم آن نیست که جانانه و دلبر باشد
  3. شمارهٔ ۷۵ - یک صفحه از تاریخجرم خورشید چوازحوت به برج بره شد
  4. شمارهٔ ۷۶ - وداعبه روی روز چو از خون اثر پدید آمد
  5. شمارهٔ ۷۷ - بهار در اسفندامسال شگفتی به کار آمد
  6. شمارهٔ ۷۸ - ای هوار محمد!دارد سرهنگ شهریار محمد
  7. شمارهٔ ۷۹ - دماوندیۀ دومای دیو سپید پای در بند
  8. شمارهٔ ۸۰ - لغزچیست‌ آن گوهر که درد خسته درمان می‌کند؟
همه‌ی قصاید ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.