پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قصاید

شمارهٔ ۷۷ - بهار در اسفند

امسال شگفتی به کار آمد

کاسفند نرفته نوبهار آمد

زان پیش که جمره بر درخت افتد

اشکوفه برون ز شاخسار آمد

دم برنکشیده خاک‌، دزدیده

خمیازهٔ گیتی آشکار آمد

سرمای عجوز نابیوسیده

گرمای تموز را دچار آمد

دی گشت هزیمتی‌، که‌زی بستان

از فروردین طلایه‌دار آمد

انبوه بنفشه چون سپاه مور

کز لشگر جم به زینهار آمد

نرگس به مثال دیده‌بان برخاست

لاله به مثال نیزه‌دار آمد

سر پیش فکنده موی ژولیده

شنبل به لباس سوکوار آمد

واندر لب جو صنوبر و ناژو

با سرو بنان به یک قطار آمد

بر شاخ شجر درفش فروردین

جنبنده ز باد و مشگبار آمد

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۷۹ - دماوندیۀ دومای دیو سپید پای در بند
  2. شمارهٔ ۸۰ - لغزچیست‌ آن گوهر که درد خسته درمان می‌کند؟
  3. شمارهٔ ۸۱ - نکوهش چرخ (راستگوی شادزی)ویحک ای افراشته چرخ بلند
  4. شمارهٔ ۸۲ - آمال شاعرفروردین آمد، سپس بهمن و اسفند
  5. شمارهٔ ۸۳ - خیال خامکسان که شور به ترک سلاح عام کنند
  6. شمارهٔ ۸۴ - در وصف نوروزبهار آمد و رفت ماه سپند
  7. شمارهٔ ۸۵ - هند و ایرانهند و ایران برادران همند
  8. شمارهٔ ۸۶ - شهربند مهر و وفادر شهربند مهر و وفا دلبری نماند
همه‌ی قصاید ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.