پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قصاید

شمارهٔ ۸۰ - لغز

چیست‌ آن گوهر که درد خسته درمان می‌کند؟

اصلش از خاک است و کار لعل و مرجان می‌کند

قوتش زآبست و خاک‌، اما چو بادی اندرو

در دمی‌، چون کهربا آتش نمایان می‌کند

هست یار آذر و چون پور آزر هر زمان

آتش نمرود را چهرش گلستان می‌کند

هست معشوقی مساعد لیک روزی چندبار

درد هجرش دیدهٔ عشاق گریان می‌کند

وین عجب باشد که آرد تردماغی هجر او

لیک وصلش کام خشک و سینه‌ سوزان می‌کند

هست چون مؤبد قرین آتش و آتشکده

هم‌زبانی لیک با گبر و مسلمان می‌کند

در وفاداری از او ثابت‌قدم‌تر دوست نیست

تا به روز مرگ یاد از عهد و پیمان می‌کند

خانه‌ای دارد که در دالانی و صحنی در آن

بر در آن خانه او خود، کار دربان می‌کند

هرکس از دالان رود در صحن خانه‌، لیک او

چون رود در صحن‌، سر بیرون ز دالان می‌کند

همدم آتش بود وز آتشش تابش بود

لیک چون آتش بر او گیرند افغان می‌کند

نیست او غلیانی و سیگاری و چایی ولی

گه تقاضا چای و گه سیگار و غلیان می‌کند

هست‌ اندر ذات خو‌د خشک‌ و عبوس و زرد و تلخ

لیک قند و نقل و شیرینی فراوان می‌کند

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۸۲ - آمال شاعرفروردین آمد، سپس بهمن و اسفند
  2. شمارهٔ ۸۳ - خیال خامکسان که شور به ترک سلاح عام کنند
  3. شمارهٔ ۸۴ - در وصف نوروزبهار آمد و رفت ماه سپند
  4. شمارهٔ ۸۵ - هند و ایرانهند و ایران برادران همند
  5. شمارهٔ ۸۶ - شهربند مهر و وفادر شهربند مهر و وفا دلبری نماند
  6. شمارهٔ ۸۷ - مسجد سلیمانحق‌پرستان سلف‌، کاری نمایان کرده‌اند
  7. شمارهٔ ۸۸ - یک شب شوم‌!شب چو دیوان به حصار فلکی راه زدند
  8. شمارهٔ ۸۹ - صیقل‌ عشقگلعذاران جهان بسیارند
همه‌ی قصاید ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.