پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قصاید

شمارهٔ ۱۵۷ - تغزل

جلوه‌گر شد شب دوشین چو مه عید صیام

کرد از ابرو پیوسته اشارت سوی جام

یعنی ای باده کشان باده حلال است حلال

یعنی ای دلشدگان روزه حرام است حرام

مه من نیز پی رؤیت فرخنده هلال

همچو خورشید فراز آمد از خانه به بام

تا همی ابروی او دیدم من با مه نو

هیچ نشناختم آیا مه نو هست کدام

شد او بیهده جویای هلالی ز سپهر

من از آن روی نکو یافته صد ماه تمام

تا بدیدیم سپس با دل خرم مه نو

این‌چنین گفتم با آن صنم سیم‌اندام

ای دو یاقوت روان تو مرا قوت روان

هله وقت است که از لعل تو برگیرم کام

زانکه من بوسهٔ سی روزه ز تو خواهانم

هین ادا کن تو مرا آنچه به من بودت وام

همچو طاووس به پا خیز و بریز از دل بط

به قدح بادهٔ گلرنگی چون خون حمام

داد دل بستان از باده درین فرخ عید

که مه روزه ز جان و دل ما برد آرام

باده بگسار و به‌ جای شکر و نقل بخوان

هر زمان مدحت مخدوم من آن صدرکرام

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۱۵۹ - گروه لئامافتاده‌ایم سخت به دام
  2. شمارهٔ ۱۶۰ - پیام به آشناپیامی ز مژگان تر می‌فرستم
  3. شمارهٔ ۱۶۱ - رستم‌نامهشنیده‌ام که یلی بود پهلوان رستم
  4. شمارهٔ ۱۶۲ - من کیستم‌ز بس در زمانه خمش زیستم
  5. شمارهٔ ۱۶۳ - تأسف برگذشتهز دلبر بوسه‌ای تاوان گرفتم
  6. شمارهٔ ۱۶۴ - گلۀ دوستانهتَمُرتاشا ز بی‌مهریت زارم
  7. شمارهٔ ۱۶۵ - آرمان شاعربرخیزم و زندگی ز سر گیرم
  8. شمارهٔ ۱۶۶ - شکوه از بختغم زمانه به سختی گرفته دامانم
همه‌ی قصاید ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.