پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قصاید

شمارهٔ ۱۶۶ - شکوه از بخت

غم زمانه به سختی گرفته دامانم

ز بی‌ وفایی این بخت سست پیمانم

ببسته بود به من بخت‌، این چنین میثاق

که من بخوابم و اوخود بود نگهبانم

کنون بخفته مرا بخت و من چو مشتاقان

نشسته بر سر او لای لای می‌خوانم

چو بخت‌ شوم مرا چرخ‌ بیند اندر خواب

به روی غم غم دیگر نهد فراوانم

ایا سپهر طرب کاه غم‌فزای آخر

ازین باده با شکنج غم مرنجانم

کنون به مشت توام من ولیک در مشتت

مقاومت را سرسخت‌تر ز سندانم

به باغ نظم کنون همچو عندلیبم من

صریر کلک بود دلنواز دستانم

بلی چو نقد هنر هست مایهٔ دستم

از آن‌ جهت بود اینسان کساد دکانم

به دور دهر بخوشیده کشت امیدم

به کلک و خامه بود گرچه ابر نیسانم

به روزگار بخشکیده خود لب ذوقم

اگرچه هست کنون طبع‌، بحر عمانم

اگر به کلک من اندر نه ابر نیسانست

به‌ صفحه پس ز چه رو در و گوهر افشانم

وگر به طبع من اندر نه بحر عمانست

ز بهر چیست سخن همچو در غلطانم

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۱۶۸ - گو نکنمدل من‌، شرح غم یار مکن گو نکنم
  2. شمارهٔ ۱۶۹ - فتنه‌های آشکارفتنه‌ها آشکار می‌بینم
  3. شمارهٔ ۱۷۰ - شب پائیزروز بگذشت و شب تیره بگستردادیم
  4. شمارهٔ ۱۷۱ - تغزلزلفت از مشگ‌، خط آراید بر صفحهٔ سیم
  5. شمارهٔ ۱۷۲ - مولودیه و منقبتزهی به کعبه‌، شرافت‌فزای رکن و حطیم
  6. شمارهٔ ۱۷۳ - سرود شاعرما فقیران که روز در تعبیم
  7. شمارهٔ ۱۷۴ - مطایبه و انتقادیاد روزی کز برای دخل میدان ساختیم
  8. شمارهٔ ۱۷۵ - ای حکیمنوبهار و رسم او ناپایدار است ای حکیم
همه‌ی قصاید ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.