پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قصاید

شمارهٔ ۱۶۰ - پیام به آشنا

پیامی ز مژگان تر می‌فرستم

کتابی به خون جگر می‌فرستم

سوی آشنایان ملک محبت

ز شهر غریبی خبر می‌فرستم

در اینجا جگر خستگانند افزون

ز هر یک درود دگر می‌فرستم

درود فراوان سوی شاه خوبان

ز درویش خونین‌جگر می‌فرستم

به سوی «‌حسام‌» از ارادت سلامی

گذر کرده از بحر و بر می‌فرستم

سزد گر بخندند بر خامی من

که خرما به سوی هجر می‌فرستم

گهر می‌فرستم سوی ژرف دریا

سوی شکرستان شکر می‌فرستم

ولیکن چه چاره که از دار غربت

سوی‌ دوست شرح سفر می‌فرستم

ز بیت‌الحزن‌ همچو یعقوب محزون

بضاعت به سوی پسر می‌فرستم

شد از نامه‌ات چشم این پیر روشن

تشکر به نور بصر می‌فرستم

حساما به ابروی مردانهٔ تو

درودی سراپا گهر می‌فرستم

به صبح جبین منیرت سلامی

به لطف نسیم سحر می‌فرستم

به من برق دادی به سویت ثنایی‌

ز برق تو رخشنده‌تر می‌فرستم

فرستادم اینک دل خسته سویت

تن خسته را بر اثر می‌فرستم

به بام بقای تو پرّان دعایی

هم‌آغوش بال اثر می‌فرستم

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۱۶۲ - من کیستم‌ز بس در زمانه خمش زیستم
  2. شمارهٔ ۱۶۳ - تأسف برگذشتهز دلبر بوسه‌ای تاوان گرفتم
  3. شمارهٔ ۱۶۴ - گلۀ دوستانهتَمُرتاشا ز بی‌مهریت زارم
  4. شمارهٔ ۱۶۵ - آرمان شاعربرخیزم و زندگی ز سر گیرم
  5. شمارهٔ ۱۶۶ - شکوه از بختغم زمانه به سختی گرفته دامانم
  6. شمارهٔ ۱۶۷ - بث الشکویتا بر زبر ری است جولانم
  7. شمارهٔ ۱۶۸ - گو نکنمدل من‌، شرح غم یار مکن گو نکنم
  8. شمارهٔ ۱۶۹ - فتنه‌های آشکارفتنه‌ها آشکار می‌بینم
همه‌ی قصاید ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.