پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قصاید

شمارهٔ ۱۵۰ - تشبیب

ای بر گل سوری زده از مشک سیه خال

وز عود خط آراسته بر چینی تمثال

لعبت نبود چون تو دل‌آشوب و دل‌آوبز

آهو نبود چون تو سیه‌چشم و سیه‌خال

ای دست نکویی به بناگوش تو زان زلف

بنگاشته بی خامه بسی جیم و بسی دال

از جیم تو صد تاب و شکن بر قد عشاق

وز دال تو صد بند و گره در دل ابدال

می ده که هلال مه شوال برآمد

ای بی‌ تو قد من چو هلال مه شوال

احوال من از بوسه کن ای ترک دگرگون

زان پیشگه از باده دگرگون کنم احوال

در مسجد و محراب همی رفتم زین پیش

واکنون نروم جز به در مطرب و قوال

رفت آنکه شب و روز به هر برزن و هر کوی

زاهد رود از پیش و گروهیش به دنبال

می ده که مرا حال نمانده است کزین بیش

زاعمال شبانروز دگرگونه کنم حال

چون آتش سیال یکی باده بنه پیش

ای روی تو افروخته‌تر زآتش سیال

بردند به چین اندر تمثال تو بت روی

زآنروی پرستند به چین اندر تمثال

فالم همه نیکو بود از دیدن روبت

از دیدن روی تو نکوتر نبود فال

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۱۵۲ - پایتخت گلدر پایتخت ما بگشادند بخت گِل
  2. شمارهٔ ۱۵۳ - دار مجازاتهمی چه گویی چندین چراست قالاقیل
  3. شمارهٔ ۱۵۴ - هرج و مرجبزم طرب ساز و کن فراز در غم
  4. شمارهٔ ۱۵۵ - وثوق و لقماننهادم ز بهر عیادت قدم
  5. شمارهٔ ۱۵۶ - خزانیهپاییز به رغم نیّر اعظم
  6. شمارهٔ ۱۵۷ - تغزلجلوه‌گر شد شب دوشین چو مه عید صیام
  7. شمارهٔ ۱۵۸ - تشبیب و بهاریهرسید گاه بهار و گه سماع و مدام
  8. شمارهٔ ۱۵۹ - گروه لئامافتاده‌ایم سخت به دام
همه‌ی قصاید ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.