پرش به محتوای اصلی
شیخ بهایی شیخ بهایی

نان و پنیر

بخش ۳ - فی‌العقل

چیست دانی عقل در نزد حکیم؟

مقتبس، نوری ز مشکوة قدیم

از برای نفس تا سازد عیان

از معانی، آنچه می‌تابد بر آن

چون جمال عقل، عین ذات اوست

نیستش محتاج عینی کو نکوست

بلکه ذاتش هم لطیف و هم نکوست

دیگران را نیز نیکویی به اوست

پس اگر گویی، چرا نیکوست عقل

خواهمت گفتن: نکو زان روست عقل

جان و عقل آمد، بعینه، جان نور

که بود از عین ذات او ظهور

او بذاته، ظاهر آمد، نی به ذات

فهم کن، تا وارهی از مشکلات

نیر اعظم دو باشد: شمس و عقل

جسم و جان باشند عقل و شرع و نقل

نور عقلانی، فزون از شمس دان

زانکه این تابد به جسم و آن به جان

نور عقلانی کند تنویر دل

نور شمسانی کند تنویر گل

شمس بر ظاهر، همین تابان بود

لیک باطن، از خرد ریان بود

گر تو وصف عقل از من نشنوی

گوش کن ابیات چند از مثنوی

ادامه‌ی نان و پنیر

  1. بخش ۵ - فی اختلاف العقولعقلها را داده ایزد اعتداد
  2. بخش ۶ - فی العلم وحدهای که هستی، روز و شب، جویای علم
  3. بخش ۷ - تمثیلبی‌نمازی با یکی از اهل راز
  4. بخش ۸ - فی‌التحقیقای خوشا نفسی که شد در جستجو
  5. بخش ۹ - فی‌الفطرهای لوای اجتهاد افراشته
  6. بخش ۱۰ - در توحیددست او، طوق گردن جانت
  7. بخش ۱۱ - باقی سخن در توحیدمی‌برد تا به خدمت ذوالمن
  8. بخش ۱۲ - فی التکلیف والشوقهان، مدان بیگار تکلیفان عام
همه‌ی نان و پنیر ←

شیخ بهایی درباره‌ی شیخ بهایی

بهاء الدین محمد عاملی مشهور به شیخ بهایی از دانشمندان بنام عهد شاه عباس صفوی است. وی در سال ۹۵۳ هجری قمری در بعلبک متولد شد. در ۱۳ سالگی همراه پدرش به ایران مهاجرت کرد. وی تألیفاتی به فارسی و عربی دارد که مجموعهٔ آنها به ۸۸ کتاب و رساله بالغ می‌شود. از آثار او می‌توان به کشکول، دیوان غزلیات، جامع عباسی (در فقه)، خلاصةا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.