پرش به محتوای اصلی
شیخ بهایی شیخ بهایی

نان و پنیر

بخش ۸ - فی‌التحقیق

ای خوشا نفسی که شد در جستجو

بس تفحص کرد حق را کو به کو

در همه حالات، حق منظور داشت

حق ورا دانست، ناحق را گذاشت

گر چنینی، هر کتابی را بخوان

عاقبت، مأجوری خود را بدان

ورنه حق مقصود داری ای خبیث

بر تو حجت باشد این علم حدیث

رو تتبع کن وجود رأیها

تا شوی واقف مکانهای خطا

این چنین فرموده، شاه علم و دین

هادی عرفان، امیرالمؤمنین

هان، نگویی فلسفه، کل حق بود

آنکه گوید، کافر مطلق بود

آری! از وی می‌کند در دل خطور

بس معانی کز دهانت بوده دور

چون تصور کردش آنکو المعی است

دید دانست آنچه خود را واقعی است

چون تواند کرد عقل اثبات شیء

تا نمی‌فهمند شرح رسم وی

هم برین منوال دان ابطال آن

این بود قانون عقل جاودان

ادامه‌ی نان و پنیر

  1. بخش ۱۰ - در توحیددست او، طوق گردن جانت
  2. بخش ۱۱ - باقی سخن در توحیدمی‌برد تا به خدمت ذوالمن
  3. بخش ۱۲ - فی التکلیف والشوقهان، مدان بیگار تکلیفان عام
  4. بخش ۱۳ - فی ماهیة الذواتهر یک از موجود، با طوری وجود
  5. بخش ۱۴ - فی مجانسة الذوات بالصفاتداشت هر ذاتی، چو در علم ازل
  6. بخش ۱۵ - فی‌المناجاتبار الها، ما ظلوم و هم جهول
همه‌ی نان و پنیر ←

شیخ بهایی درباره‌ی شیخ بهایی

بهاء الدین محمد عاملی مشهور به شیخ بهایی از دانشمندان بنام عهد شاه عباس صفوی است. وی در سال ۹۵۳ هجری قمری در بعلبک متولد شد. در ۱۳ سالگی همراه پدرش به ایران مهاجرت کرد. وی تألیفاتی به فارسی و عربی دارد که مجموعهٔ آنها به ۸۸ کتاب و رساله بالغ می‌شود. از آثار او می‌توان به کشکول، دیوان غزلیات، جامع عباسی (در فقه)، خلاصةا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.