پرش به محتوای اصلی
شیخ بهایی شیخ بهایی

نان و پنیر

بخش ۱۰ - در توحید

دست او، طوق گردن جانت

سر برآورده از گریبانت

به تونزدیکتر ز حبل ورید

تو در افتاده در ضلال بعید

چند گردی به گرد هر سر کوی

درد خود را دوا، هم از او جوی

«لا» نهنگی است، کاینات آشام

عرش تا فرش در کشیده به کام

هر کجا کرده آن نهنگ آهنگ

از من و ما نه بوی ماند و نه رنگ

نقطه‌ای زین دوایر پرگار

نیست بیرون ز دور این پرگار

چه مرکب در این فضا، چه بسیط

هست حکم فنا، به جمله محیط

بلکه مقراض قهرمان حق است

قاطع وصل کلمان حق است

هندوی نفس راست غل دو شاخ

تنگ کرده برو جهان فراخ

دارد از «لا» فروغ، نور قدم

گرچه «لا» داشت، تیرگی عدم

چون کند «لا» بساط کثرت طی

دهد «الا» ز جام وحدت، می

ادامه‌ی نان و پنیر

  1. بخش ۱۲ - فی التکلیف والشوقهان، مدان بیگار تکلیفان عام
  2. بخش ۱۳ - فی ماهیة الذواتهر یک از موجود، با طوری وجود
  3. بخش ۱۴ - فی مجانسة الذوات بالصفاتداشت هر ذاتی، چو در علم ازل
  4. بخش ۱۵ - فی‌المناجاتبار الها، ما ظلوم و هم جهول
همه‌ی نان و پنیر ←

شیخ بهایی درباره‌ی شیخ بهایی

بهاء الدین محمد عاملی مشهور به شیخ بهایی از دانشمندان بنام عهد شاه عباس صفوی است. وی در سال ۹۵۳ هجری قمری در بعلبک متولد شد. در ۱۳ سالگی همراه پدرش به ایران مهاجرت کرد. وی تألیفاتی به فارسی و عربی دارد که مجموعهٔ آنها به ۸۸ کتاب و رساله بالغ می‌شود. از آثار او می‌توان به کشکول، دیوان غزلیات، جامع عباسی (در فقه)، خلاصةا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.