پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

حکایات

شمارهٔ ۴۰ - حکایت

شنیدم که نادر شه سنگدل

گذر کرد بر زاهدی تنگدل

چنین گفت با گوشه گیر نژند

که: امروز الحق تویی سر بلند

که کردی ازین ملک فانی گذشت

نکردی ز همت دگر بازگشت

بگفت آنکه بودش ز دانش بسیج

که همت نخواهد گذشتن ز هیچ

تو در کار همت کمر بسته‌ای

که از ملک باقی نظر بسته‌ای

ادامه‌ی حکایات

  1. شمارهٔ ۴۲ - حکایتچنین یاد دارم که در اصفهان
  2. شمارهٔ ۴۳ - حکایتشنیدم که طمقاج با داد و دین
  3. شمارهٔ ۴۴ - حکایتشنیدم شهی کز ستم عار داشت
  4. شمارهٔ ۴۵ - حکایتشنیدم یکی از ملوک عجم
  5. شمارهٔ ۴۶ - حکایتبخیلی شنیدم یکی روز، چاشت
  6. شمارهٔ ۴۷ - حکایتشنیدم که: آزاده یی پاک زاد
  7. شمارهٔ ۴۸ - حکایتجهانگردی از خیل کارآگهان
  8. شمارهٔ ۴۹ - حکایتشنیدم عضد خسرو دیلمی
همه‌ی حکایات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.