پرش به محتوای اصلی
عیوقی عیوقی

ورقه و گلشاه

بخش ۵ - شعر گفتن ربیع ابن عدنان

ایا ماه گل چهر دل خواه من

دراز از تو شد عمر کوتاه من

اگر وصل من در خور آید ترا

نهد بخت بر مشتری گاه من

منم شاه گردن کشان جهان

تو شاه ظریفانی و ماه من

گرم در چه غم نخواهی فگند

چرا کندی اندر زنخ چاه من

ادامه‌ی ورقه و گلشاه

  1. بخش ۷ - شعر گفتن ورقه در هجر گلشاهکجا رفتی ای دل گسل یار من
  2. بخش ۸ - سخن گفتن ورقه با پدر و جواب دادن پدرشچو از شعر فارغ شد آمد بپای
  3. بخش ۹ - شعر گفتن ورقهبگفت ای چراغ دل و جان من
  4. بخش ۱۰ - شدن لشکر بنی شیبه به حی بنی ضبههمی گفت چونین و چون تفته برق
  5. بخش ۱۱ - شعر گفتن ربیع ابن عدنانهمی گفت شاه سواران منم
  6. بخش ۱۲ - شعر گفتن ورقه در مرگ پدردریغ ای پدر دیدهٔ شیر مرد
  7. بخش ۱۳ - کنون بشنو ای خال ِ آزاد مردکنون بشنو ای خال ِ آزاد مرد
  8. بخش ۱۴ - چو شد یار با بارهٔ گام زنچو شد یار با بارهٔ گام زن
همه‌ی ورقه و گلشاه ←

عیوقی درباره‌ی عیوقی

عَیّوقی از سرایندگان اوایل سدهٔ پنجم ه ق. و سرایندهٔ مثنوی ورقه و گلشاه است. از زندگی او اطلاعات زیادی در دست نیست. او مثنوی خود را به نام سلطان محمود کرده و از آن‌جا که این سلطان را با کنیهٔ «ابوالقاسم» و لقب «سلطان غازی» یاد کرده، بی‌تردید منظور سلطان محمود غزنوی بوده‌است. بنا بر گفتهٔ احمد آتش، عیوقی در نوبهاری، ورق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.