پرش به محتوای اصلی
عیوقی عیوقی

ورقه و گلشاه

بخش ۷ - شعر گفتن ورقه در هجر گلشاه

کجا رفتی ای دل گسل یار من

مگر سیر گشتی ز دیدار من

نجستم بتا هرگز آزار تو

چرا جستی ای دوست آزار من

چگونست بی من بتا کار تو

که با جان رسید از عنا کار من

ز من زارتر گردی اندر فراق

اگر بشنوی نالهٔ زار من

بر تست ز نهار جان و دلم

نگه دار زنهار زنهار من

ادامه‌ی ورقه و گلشاه

  1. بخش ۹ - شعر گفتن ورقهبگفت ای چراغ دل و جان من
  2. بخش ۱۰ - شدن لشکر بنی شیبه به حی بنی ضبههمی گفت چونین و چون تفته برق
  3. بخش ۱۱ - شعر گفتن ربیع ابن عدنانهمی گفت شاه سواران منم
  4. بخش ۱۲ - شعر گفتن ورقه در مرگ پدردریغ ای پدر دیدهٔ شیر مرد
  5. بخش ۱۳ - کنون بشنو ای خال ِ آزاد مردکنون بشنو ای خال ِ آزاد مرد
  6. بخش ۱۴ - چو شد یار با بارهٔ گام زنچو شد یار با بارهٔ گام زن
  7. بخش ۱۵ - جنگ کردن پسر ربیع با گلشاهبراند اسپ تازی به کردار باد
  8. بخش ۱۶ - گرفتار شدن گلشاهچو در بند او شد درخشنده ماه
همه‌ی ورقه و گلشاه ←

عیوقی درباره‌ی عیوقی

عَیّوقی از سرایندگان اوایل سدهٔ پنجم ه ق. و سرایندهٔ مثنوی ورقه و گلشاه است. از زندگی او اطلاعات زیادی در دست نیست. او مثنوی خود را به نام سلطان محمود کرده و از آن‌جا که این سلطان را با کنیهٔ «ابوالقاسم» و لقب «سلطان غازی» یاد کرده، بی‌تردید منظور سلطان محمود غزنوی بوده‌است. بنا بر گفتهٔ احمد آتش، عیوقی در نوبهاری، ورق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.