پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

وصلت نامه

بخش ۲۸ - حکایت ملاقات کردن حضرت عیسی با یحیی علیه السلام

در خبر دیدم که یحیی دائماً

بود درخوف خدا او قائماً

روز و شب در گریه و زاری بد او

دائماً در ساز هشیاری بد او

از میانخلق بیرون رفته بود

بر سر که پارهٔ بنشسته بود

دائماً در خوف بودی آن امام

بر سر کوهش بدی دائم مقام

ناگهی عیسی رسید آنجا ز راه

دید یحیی را میان سوز و آه

آه می‌کرد و بزاری می‌گریست

هر زمان از خوف حق چون مرده زیست

گفت عیسی رحمت حق را ببین

چند گرئی ای نبی راه بین

گفت یحیی که تو قهرش را نگر

چند باشی ایمن ای صاحب نظر

عیسیش گفتا که رحمت سابق است

حق تعالی گفت این خود واقف است

گفت یحیی گر بیاید جبرئیل

این زمان گوید مرا از این دلیل

نه رجادانم نه خوف از این نشان

بگذر از خوف و نگردر بی‌نشان

ادامه‌ی وصلت نامه

  1. بخش ۳۰ - غزل در بیان مقام انس با حق تعالیانس چون بادوست باشد باد و آتش هم توئی
  2. بخش ۳۱ - رجوع به مطلبهیبت حق جمله را یکسان کند
  3. بخش ۳۲ - حکایت قطب الاولیاء سلطان بایزید قدس سرهسائلی بنشست پیش بایزید
  4. بخش ۳۳ - حکایت درویش مسافربود درویشی مسافر ای غلام
  5. بخش ۳۴ - در بیان منزل جمال وجلال حضرت احدیت عز اسمهبعد از آن بینی جمالی با جلال
  6. بخش ۳۵ - الحکایت الرموز و تتمه‌ای از حالات شیخ لقمان و آمدن شیخی از بخارا بدیدن اوشیخ لقمان بود در عین وصال
  7. بخش ۳۶ - در ترغیب سالک در سلوکجهد کن ای دوست تا واصل شوی
  8. بخش ۳۷ - در مناجات شیخ بهلول و ختم کتابپادشاها ره نما این بنده را
همه‌ی وصلت نامه ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.