پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بخش بیست و دوم

بخش ۵ - الحكایة ‌و التمثیل

بود دیوانه مزاجی گرسنه

در رهی میرفت سر پا برهنه

نان طلب میکرد از جائی بجای

هرکسی میگفت نان بدهد خدای

اوفتاد از جوع در رنجورئی

دید اندر مسجدی مغفورئی

زود در پیچید و پس بر سر گرفت

قصد بردن کرد و راه درگرفت

عاقبت در راه بگرفتش کسی

زجر کردش پس جفا گفتش بسی

زو ستد آن جامه و کردش سؤال

کاین چرا کردی بگو ای تیره حال

گفت هر جائی که میرفتم دمی

جمله میگفتند حق بدهد همی

چون شدم درمانده بی دستوریش

برگرفتم عاقبت مغفوریش

تا بسازد کار من یکبارگی

چند خواهم بود در بیچارگی

خنده آمد مرد را از کار او

برد نان و جامه را تیمار او

دید آن دیوانه را مردی براه

جامه در پوشید میآمد پگاه

گفت جامه از کجا آوردهٔ

کسب کردی یا عطا آوردهٔ

گفت این جامه خدای آورد راست

گفت هم اقبال و هم دولت تراست

زانکه تادولت نباشد ما حضر

این چنین جامه نبخشد دادگر

مرد مجنون گفت کو یک دولتم

کو نداد این جامه بی صد محنتم

تا که بر نگرفتمش ناگه گرو

نه شکم نان یافت نه تن جامه نو

در نمیگیرد خوشی با او بسی

تا گرو بر مینگیرد زو کسی

بی گرو کار تو کی گیرد نوا

جامه و نان بی گرو ندهد ترا

ور گرو می بر نگیری تن زند

آتشت در جان و در خرمن زند

ادامه‌ی بخش بیست و دوم

  1. بخش ۷ - الحكایة ‌و التمثیلنازنین شوریده میشد ناگهی
  2. بخش ۸ - الحكایة ‌و التمثیلبود شوریده دلی دیوانهٔ
  3. بخش ۹ - الحكایة ‌و التمثیلشد مگر دیوانه شبلی چند گاه
  4. بخش ۱۰ - الحكایة ‌و التمثیلدر رهی میرفت مجنونی عجب
  5. بخش ۱۱ - الحكایة ‌و التمثیلبود آن دیوانه دل برخاسته
  6. بخش ۱۲ - الحكایة ‌و التمثیلبر شره میخورد مجنونی طعام
  7. بخش ۱۳ - الحكایة ‌و التمثیلنازنین شوریدهٔ درگاه بود
همه‌ی بخش بیست و دوم ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.