پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بخش بیست و دوم

بخش ۷ - الحكایة ‌و التمثیل

نازنین شوریده میشد ناگهی

بود هم سرما و هم گل در رهی

آن یکی گفتش که گل بگرفت راه

خویش را بر خیز کفشی ژنده خواه

گفت چون پا را کنم کفشی طلب

خاصه اندر زیر میگیرند شب

تا که در شخص تو میماند دلت

هرگز آن دولت نیاید حاصلت

چون بجای دل رسی بی دل مدام

گردد این دولت ترا حاصل مدام

ادامه‌ی بخش بیست و دوم

  1. بخش ۹ - الحكایة ‌و التمثیلشد مگر دیوانه شبلی چند گاه
  2. بخش ۱۰ - الحكایة ‌و التمثیلدر رهی میرفت مجنونی عجب
  3. بخش ۱۱ - الحكایة ‌و التمثیلبود آن دیوانه دل برخاسته
  4. بخش ۱۲ - الحكایة ‌و التمثیلبر شره میخورد مجنونی طعام
  5. بخش ۱۳ - الحكایة ‌و التمثیلنازنین شوریدهٔ درگاه بود
همه‌ی بخش بیست و دوم ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.