پرش به محتوای اصلی

ادامه‌ی باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع

  1. شمارهٔ ۳۱شمع آمد و گفت:‌چون مرا نیست قرار
  2. شمارهٔ ۳۲شمع آمد و گفت: چند از افروختنم
  3. شمارهٔ ۳۳شمع آمد و گفت: از چه دل خوش دارم
  4. شمارهٔ ۳۴شمع آمد و در آتش سرکش پیوست
  5. شمارهٔ ۳۵شمع آمد و گفت: ماندهام بی سر و پای
  6. شمارهٔ ۳۶شمع آمد زار زار و میگفت به راز
  7. شمارهٔ ۳۷شمع آمد و گفت: کیست گمراه چو من
  8. شمارهٔ ۳۸شمع آمد و گفت: آتش و گازست عظیم
همه‌ی باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.