پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

خسرونامه

بخش ۴۵ - بازگردیدن بسر قصه

الا ای کبک کهسار معانی

چو آتش خورده آب زندگانی

بمانده در کنار خضر و الیاس

شده مشغول دُر سفتن بالماس

ترا چون چشمهٔ خضرست بر در

چه ماندی در عجایب چون سکندر

ز تاریکی، بسوی چشمه شو باز

ز چشمه، گوهر روشن برانداز

تو را این چشمه، کآبشخور از آنجاست

یقین دانم که این گوهر از آنجاست

تویی چون کبک در کان گهر تو

شده با تیغ دایم در کمر تو

چو اندر کوکب درّی سخن ساز

سخن گویی تو چون کبک دری باز

تو دایم همچو کبک نازنینی

که هر دم بر سر سنگی نشینی

چو کبکی میجهی از کان گوهر

ازین سرسنگ، بر سر سنگ دیگر

چو کبک از کوه، هر ساعت درایی

بقعر چشمهٔ گوهر برایی

اگر تو معنی سنگین ببینی

چو کبکی بر سر سنگی نشینی

کنی چون کبک، خون آلوده منقار

ز سنگ آتش برون آری بگفتار

کنی با سنگ چندانی ستیزه

که خصم تو شود آن سنگ ریزه

ادامه‌ی خسرونامه

  1. بخش ۴۷ - بازگفتن حُسنا مكر خود با خسروفغان برداشت آن مسکین مکّار
  2. بخش ۴۸ - نامه نوشتن قیصر بشاه سپاهانبگفت این و دبیری را بفرمود
  3. بخش ۴۹ - لشکر کشیدن قیصر و خسرو به جانب سپاهانچو خود بر لوح زنگاری قلم زد
  4. بخش ۵۰ - رزم خسرو با شاه سپاهان و كشته شدن شاه سپاهانبرامد نالهٔ کوس از در شاه
  5. بخش ۵۱ - رفتن خسرو بدریا بطلب گلشه القصه ز پیش او بدر شد
  6. بخش ۵۲ - از سر گرفتن قصّهالا ای مرغ پیش اندیش چالاک
  7. بخش ۵۳ - رسیدن خسرو و جهان افروز و یاران بكوه رخام و دیدن پیر نصیحت گوچو بگذشتند ازان دریای خونخوار
  8. بخش ۵۴ - وداع هرمز پیر را و رفتنش بجانب رومبآخر خسرو از وی ره نشان خواست
همه‌ی خسرونامه ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.