پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

خسرونامه

بخش ۴۷ - بازگفتن حُسنا مكر خود با خسرو

فغان برداشت آن مسکین مکّار

که زنهار، الا مان ای شاه، زنهار

بجان زنهار ده تا بازگویم

که چون زنهار دادی راز گویم

شه زنهار ده، زنهار دادش

دو گوش، آنگه سوی گفتار دادش

بدی میخواست گلرخ را از آن کار

خود او ماند ای عجب در زیر این بار

چه نیکو گفت خشم آلود سرهنگ

که گر چاهی کنی زیرش مکن تنگ

روا باشد، که چون در راه افتی

سراسیمه شوی در چاه افتی

زبان بگشاد و مکر خویش برگفت

کژی ننمود، و کم تا بیش برگفت

شه او را گفت: ای شوم جفا کار

چرا گشتی بدینسان ناوفادار

بزد القصّه بسیارش بزاری

فگند آنگاه در چاهش بخواری

چو شاه آگاه شد از درد خسرو

بدرد خسروش دل گشت پس رو

پدر، دردپسر، چون بیند آخر

دلش زیر و زبر، چون بیند آخر

بخسرو گفت صبری پیش‌ آور

مکش خود را و دل با خویش آور

که تا من چارهیی سازم هم امروز

نشانی جویم از ماه دل افروز

نویسم نامهیی سوی سپاهان

شوم گل را از آن اقلیم خواهان

اگر نفرستد آن گل را بر ما

دمار از وی برآرد لشگر ما

ادامه‌ی خسرونامه

  1. بخش ۴۹ - لشکر کشیدن قیصر و خسرو به جانب سپاهانچو خود بر لوح زنگاری قلم زد
  2. بخش ۵۰ - رزم خسرو با شاه سپاهان و كشته شدن شاه سپاهانبرامد نالهٔ کوس از در شاه
  3. بخش ۵۱ - رفتن خسرو بدریا بطلب گلشه القصه ز پیش او بدر شد
  4. بخش ۵۲ - از سر گرفتن قصّهالا ای مرغ پیش اندیش چالاک
  5. بخش ۵۳ - رسیدن خسرو و جهان افروز و یاران بكوه رخام و دیدن پیر نصیحت گوچو بگذشتند ازان دریای خونخوار
  6. بخش ۵۴ - وداع هرمز پیر را و رفتنش بجانب رومبآخر خسرو از وی ره نشان خواست
  7. بخش ۵۵ - آگاهی یافتن قیصر از آمدن خسروچو از خسرو شه قیصر خبر یافت
  8. بخش ۵۶ - از سر گرفتن قصّهالا ای طوطی طوبی نشین خیز
همه‌ی خسرونامه ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.