پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

خسرونامه

بخش ۵۴ - وداع هرمز پیر را و رفتنش بجانب روم

بآخر خسرو از وی ره نشان خواست

وداعش کرد و میشد بر نشان راست

چو القصه از آنجا درکشیدند

بکوه و آب و جسری در رسیدند

دهی خوش بود صحرا و سر کوه

دهی پر نعمت و خلقی بانبوه

سوی ده رفت با یاران بهم شاه

بخواست از اهل ده یک مرد همراه

که تا رهبر بود در راه او را

کند از نیک و بد آگاه او را

چو خورشید آسیا سنگ زراندود

ز زیر آسیای چرخ بنمود

هزاران دانه داشت آن توتیا رنگ

بیکبار آس کرد آن آسیا سنگ

سپیدی روز میدانی چراتافت

که روی روز گرد آسیا یافت

بآخر شهریار وجمع یاران

روان گشتند چون از میغ باران

چو روز دیگر آن ایوان نه طاق

منور شد ز نور شمع آفاق

ادامه‌ی خسرونامه

  1. بخش ۵۶ - از سر گرفتن قصّهالا ای طوطی طوبی نشین خیز
  2. بخش ۵۷ - آگاهی یافتن خسرو از گلچوصبح پرده در از پرده دم زد
  3. بخش ۵۸ - از سر گرفتن قصهالا ای هدهد زرّین پر عشق
  4. بخش ۵۹ - آغاز نامۀ گل بخسروبه صدره نامه‌ای آغاز کردم
  5. بخش ۶۰ - در صفت مویالا ای موی مشکین رنگ آخر
  6. بخش ۶۱ - رسیدن نامۀ گل بخسروالا ال عندلیب شاخ بینش
  7. بخش ۶۲ - آمدن فرّخ بترکستان بطلب گلبگفت این وز پیش شاه برخاست
  8. بخش ۶۳ - آگاهی یافتن شاپور از آمدن فرّخ و گلرخ و گرفتاری گل و گریختن فرّخبشب فرخ چو مرد کاروانی
همه‌ی خسرونامه ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.