پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

خسرونامه

بخش ۵۸ - از سر گرفتن قصه

الا ای هدهد زرّین پر عشق

تویی نامه برو نام آور عشق

ببر این نامه و عزم سبا کن

ولی افسر بنه منصب رها کن

چه میگویم سلیمانی چو برخاست

اگر منصب کنی آید ترا راست

سلیمانت طلب داشت از جهانی

که تو غایب شدی از وی زمانی

چو تو در پرده چندین جاه داری

چرا پیوسته سر در راه داری

تویی جبریل هم بر فرش ادریس

چرا پیکی کنی در عرش بلقیس

اگر پیکی، چو جبریل امین شو

بیک دم زاسمان سوی زمین شو

فلک از عشق پر آوازه گردان

جهان از نامهٔ گل تازه گردان

ادامه‌ی خسرونامه

  1. بخش ۶۰ - در صفت مویالا ای موی مشکین رنگ آخر
  2. بخش ۶۱ - رسیدن نامۀ گل بخسروالا ال عندلیب شاخ بینش
  3. بخش ۶۲ - آمدن فرّخ بترکستان بطلب گلبگفت این وز پیش شاه برخاست
  4. بخش ۶۳ - آگاهی یافتن شاپور از آمدن فرّخ و گلرخ و گرفتاری گل و گریختن فرّخبشب فرخ چو مرد کاروانی
  5. بخش ۶۴ - نامهٔ خسرو به شاپوربنام آنکه جان را زونشان نیست
  6. بخش ۶۵ - رزم خسرو با شاپوربآخر کار حرب آغاز کرد او
  7. بخش ۶۶ - رسیدن خسرو و گل با هم و رفتن به رومزمانی بود گل چون ماه در میغ
  8. بخش ۶۷ - باز رفتن بسر قصّهالا ای پیک راه بی نهایت
همه‌ی خسرونامه ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.