پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

خسرونامه

بخش ۴۱ - در صفت نی

یکی طاوس فر بگرفته ماری

چه ماری همچو کار افتاده زاری

تهی و قعر جان را دُر همی داد

نی و خوشی چو شکّر پُر همی داد

نفس زد گرچه شخصش بی روان بود

بسی نالید امّا بی زبان بود

بپاسخ بود بانگش بیست دربیست

نبودش جان ولی از باد میزیست

قلم بود و خطش گرد دهان بود

قلم استاده و انگشتان روان بود

چو نبضش دلبری آورد در دست

ز نبضش همچو نبض انگشت میجست

عجایب همدمی بود او دهان را

که دم خوردی و دم دادی جهان را

نه خُلق از حلق فرسودن گرفتش

نه دم از باد پیمودن گرفتش

چرا چندین دم او تیز رو بود

چو میدانست کز بادی گرو بود

اگر بادی برو جست از نزاری

برون آمد ازو صد بانگ و زاری

زمانی شور در آفاق افگند

زمانی پرده بر عشّاق افگند

گهی راه عراق آهسته میزد

گهی راه سپاهان بسته میزد

مخالف را چو در ره راست افگند

بصنعت جادویی کرد از نهاوند

چگویم چون همه کاری نکو کرد

نوایی داشت هرکاری که او کرد

چه گر از لاغری بی بیخ و بن بود

ولکین لعبتی شیرین سخن بود

ادامه‌ی خسرونامه

  1. بخش ۴۳ - آگاهی یافتن شاه اسپاهان از بردن هرمز گل راالا ای روشنایی بخش بینش
  2. بخش ۴۴ - رشك حسنا در كار گل و قصد كردنچنین گفت آنکه استاد جهان بود
  3. بخش ۴۵ - بازگردیدن بسر قصهالا ای کبک کهسار معانی
  4. بخش ۴۶ - آگاهی یافتن خسرو از پیدا شدن گلچنین گفت آن حکیم نغز پاسخ
  5. بخش ۴۷ - بازگفتن حُسنا مكر خود با خسروفغان برداشت آن مسکین مکّار
  6. بخش ۴۸ - نامه نوشتن قیصر بشاه سپاهانبگفت این و دبیری را بفرمود
  7. بخش ۴۹ - لشکر کشیدن قیصر و خسرو به جانب سپاهانچو خود بر لوح زنگاری قلم زد
  8. بخش ۵۰ - رزم خسرو با شاه سپاهان و كشته شدن شاه سپاهانبرامد نالهٔ کوس از در شاه
همه‌ی خسرونامه ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.