پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بخش نهم

(۴) حکایت

چنین گفته‌ست آن پاکیزه ذاتی

که گر یابد کسی از حق وفاتی

از اول روز ماتم داریش تو

دوُم روز و سوُم همداریش تو

زماتم تا بهفتم می‌گدازی

چو هفتم بگذرد هشتم چه سازی

چو آخر روز باید بود تسلیم

چه می‌پیچی، در اول گیر تعلیم

همه تن گر شود چون مار پایت

گریزی نیست ممکن هیچ جایت

ندیدی وقت رفتن مار را هیچ

که در ره می‌رود پُر تاب و پُر پیچ

ولیکن چون بسوراخ آورد روی

درو کژّی نماند یک سر موی

که تا ننهد ز سر آن پیچ پیچی

نیابد راه در سوراخ هیچی

تو هم کژّی ز خود بفکن پس آنگاه

بسوراخت برد از راستی راه

چو در کوری تو پی گُم کرده مانی

چو کوران از برون پرده مانی

نه بینی خلق را نه پای و نه سر

ز کوری زخم خورده مانده بر در

الف چون مستقیم آید به کوفی

چنان باید برأی العین صوفی

تصوّف چیست، در صبر آرمیدن

طمع از جملهٔ عالم بریدن

توکّل چیست، پی کردن زبان را

ز خود به خواستن خلق جهان را

فنا گشتن دل از جان برگرفتن

همه انداختن آن برگرفتن

ادامه‌ی بخش نهم

  1. (۶) حکایت دیوانۀ که از حق کرباس می‬خواستمگردیوانهٔ شوریده برخاست
  2. (۷) حکایت دیوانه که اشک می‬ریختیکی دیوانه می‌ریخت اشکِ بسیار
  3. (۸) حکایت شیخ ابوبکر واسطی با دیوانهدرآمد واسطی را انتباهی
  4. (۹) حکایت پیر زال سوخته دلمگر یک روز در بازارِ بغداد
  5. (۱۰) حکایت آتش و سوختهچو سنگ و آهن افتادند درکار
  6. (۱۱) حکایت ابوعلی فارمدیچنین کرد آن قوی جان نکو عقل
  7. (۱۲) حکایت گناه کار روز محشرچنین نقلی درستست از پیمبر
  8. (۱۳) حکایت سلطان محمود و عرض سپاهمگر سلطان دین محمود پیروز
همه‌ی بخش نهم ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.