پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بخش نهم

(۳) حکایت پادشاه که علم نجوم دانست

نجومی نیک می‌دانست آن شاه

شد آگه کو فلان ساعت فلان ماه

شود بیچاره در دست بلائی

بکرد القصّه او از سنگ جائی

چو کرد از سنگ خارا خانهٔ راست

نگه دارندهٔ بسیار درخواست

چو در خانه شد آن را روزنی دید

ز روزن خانه را چون روشنی دید

بدست خویش روزن کرد مدروس

که تا در خانه تنها ماند محبوس

نبودش هیچ ره سرگشته آمد

بآخر تا که دم زد کُشته آمد

اگر خواهی که پیش افتی بهرگام

بترک خود بباید گفت ناکام

تو گر ترک خود و عالم نگوئی

چو مرگ آید بگوئی هم نگوئی

چو باقی نیست خفت و خورد آخر

چو مرگ آید چه خواهی کرد آخر

ادامه‌ی بخش نهم

  1. (۵) حکایت شقیق بلخی و سخن گفتن او در توکلشقیق بلخی آن شیخ مدرّس
  2. (۶) حکایت دیوانۀ که از حق کرباس می‬خواستمگردیوانهٔ شوریده برخاست
  3. (۷) حکایت دیوانه که اشک می‬ریختیکی دیوانه می‌ریخت اشکِ بسیار
  4. (۸) حکایت شیخ ابوبکر واسطی با دیوانهدرآمد واسطی را انتباهی
  5. (۹) حکایت پیر زال سوخته دلمگر یک روز در بازارِ بغداد
  6. (۱۰) حکایت آتش و سوختهچو سنگ و آهن افتادند درکار
  7. (۱۱) حکایت ابوعلی فارمدیچنین کرد آن قوی جان نکو عقل
  8. (۱۲) حکایت گناه کار روز محشرچنین نقلی درستست از پیمبر
همه‌ی بخش نهم ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.