پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بخش بیست و دوم

المقالة الثانی و العشرون

پسر گفت ای پدر این کیمیا چیست

که بی اودست می‌ندهد مرا زیست

بیان کیمیا کن تا بدانم

که بی آن دست می‌ندهد جهانم

ادامه‌ی بخش بیست و دوم

  1. (۱) حکایت افلاطون و اسکندرفلاطون آنکه استاد جهان بود
  2. (۲) حکایت آن بزرگ با خواجه علی طوسیبزرگی هم نکودل هم نکو عقل
  3. (۳) حکایت آن دیوانه که ازو پرسیدند که درد چیستیکی پرسید ازان دیوانه مردی
  4. (۴) حکایت آن طفل که با مادر ببازار آمد و گم شدزنی آورد طفلی را ببازار
  5. (۵) حکایت یوسف علیه السلام و نظر کردن او در آینهمگر یوسف در آئینه نگه کرد
  6. (۶) حکایت احمد غزالیبه پیش پاک بازان دلفروز
  7. (۷) حکایت ابوعلی فارمدیچنین دادند ره بینان دمساز
  8. (۸) سؤال کردن سائل از مجنونبمجنون گفت آن یاری ز یاری
همه‌ی بخش بیست و دوم ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.