پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بخش بیست و دوم

(۲) حکایت آن بزرگ با خواجه علی طوسی

بزرگی هم نکودل هم نکو عقل

ز خواجه بوعلی طوسی کند نقل

که این ساعت تو در عین بلائی

که از سر تا قدم جمله فنائی

همه پشتی همه رو گرد در راه

همه رؤیت همه دیده شو آنگاه

همه دیده همه دل شو بیکبار

که تا آگه شوی زین رمز بسیار

اگر تو جملهٔ دل درد گردی

همه درمان شوی و مرد گردی

اگر تو درد خواهی تا بدانی

ترا مرگست روی ای زندگانی

ولی میدان که عین درد آنست

که هرگز در دو عالم کس ندانست

ادامه‌ی بخش بیست و دوم

  1. (۴) حکایت آن طفل که با مادر ببازار آمد و گم شدزنی آورد طفلی را ببازار
  2. (۵) حکایت یوسف علیه السلام و نظر کردن او در آینهمگر یوسف در آئینه نگه کرد
  3. (۶) حکایت احمد غزالیبه پیش پاک بازان دلفروز
  4. (۷) حکایت ابوعلی فارمدیچنین دادند ره بینان دمساز
  5. (۸) سؤال کردن سائل از مجنونبمجنون گفت آن یاری ز یاری
  6. (۹) حکایت بایزید با مرد مسافربرای بایزید آمد ز جائی
  7. (۱۰) حکایت محمود با شیخ خرقانیمگر محمود می‌آمد ز راهی
  8. (۱۱) حکایت آهو که مشک از وی حاصل می‬شودچنین گفتند استادان پیروز
همه‌ی بخش بیست و دوم ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.