پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بخش چهاردهم

(۱۵)حکایت آن زن که طواف کعبه می‬کرد و مردی که نظر برو کرد

یکی عورت طواف خانه می‌کرد

نظر افکند بر رویش یکی مرد

زنش گفتا گر اهل رازئی تو

چنین دم کی بمن پردازئی تو

ولی آگه نهٔ تو بی سر و پای

که از که بازماندستی چنین جای

گر از مردی خود بودی نشانیت

سر زن نیستی اینجا زمانیت

تو اینجا از پی سود آمدستی

نه از بهر زیان بود آمدستی

تو خود را روزِ بازاری چنین گرم

زیان خواهی؟ نداری از خدا شرم؟

خداوند جهان پیوسته ناظر

تو از وی غایب و او بر تو حاضر

چو یک یک دم خدا از تست آگاه

چرا چون ماه می‌پیچی سر از راه

چو حق با تو بوَد در هر مقامی

مزن جز درحضورش هیچ گامی

اگر بی او زنی یک گام در راه

بسی تشویر باید خوردت آنگاه

ادامه‌ی بخش چهاردهم

  1. (۱۷) حکایت محمود و شمار کردن پیلانمگر یک روز محمود عدوبند
  2. (۱۸) حکایت عیسی علیه السلام با جهودانبکوئی می فرو شد عیسی پاک
  3. (۱۹) حکایت آن دزد که گرفتار شدمگر شد ناگهی دزدی گرفتار
  4. (۲۰) حکایت دیوانۀ چوب سواریکی دیوانه چوبی بر نشسته
  5. (۲۱) حکایت سپهدار که قلعۀ کرد با دیوانهسپهداری برای کوتوالی
  6. (۲۲) حکایت سلطان محمود با مظلوممگر محمود می‌شد بامدادی
  7. (۲۳) حکایت مجنونیکی پرسید از مجنون که چونی
  8. (۲۴) حکایت جوان نمک فروش که بر ایاز عاشق شدجوانی بود سرگردان همیشه
همه‌ی بخش چهاردهم ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.