پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بخش دهم

جواب پدر

پدر گفتش درین شوریده زندان

بطاعت می‌توان شد از بلندان

اگر خواهی بلندی بر پَر از چاه

که آن از طاعتی یابی نه ازجاه

پیمبر گفت: آخر وصف مستور

که آن از مغز صدیقان بود دور

بلاشک حب جاه و حب مالست

ترا این جاه جستن پس وبالست

اگرچه در ره حق خاص خاصی

شوی گر جاه یابی مرد عاصی

چنان از تو برآرد جاه دودی

که نبود از تدارک هیچ سودی

ادامه‌ی بخش دهم

  1. (۲) مناجات موسی با حق تعالی ودر خواستن او یکی از اولیابحق گفتا کلیم عالم آرای
  2. (۳) حکایت در حال ارواح پیش از آفریدن اجسامچنین گفتند کان مدت که ارواح
  3. (۴) حکایت زنان پیغامبرزنان مصطفی یک روز با هم
  4. (۵) حکایت رابعه رحمها اللهمگر چون رابعه صاحب مقامی
  5. (۶) حکایت بهلولمگر شوریده دل بهلول بغداد
  6. (۷) حکایت لیث بوسنجهبرون شد لیث بوسنجه به بازار
  7. (۸) حکایت موسی و مرد عابدیکی عابد نیاسودی ز طاعت
  8. (۹) حکایت پیر بخاری و مخنثیکی پیری بخاری بود در راه
همه‌ی بخش دهم ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.